تبليغاتX
مجاهده - واللَّه لا اكون كالضّبع تنام على طول اللدم
 
مجاهده
 
 
ایجاد فضای علمی و تئوریک در رفع شبهات مربوط به مساله تاریخی جهاد
 
نمی دانم چرا این روزها پرو پاچه ما با اهل قدرت اینقدر به هم میگیرد.

ساکت! بگذارید حاج آقا ادامه بدهند! حاج آقا بفرمایید...

می دانید چیست؟ (چهارتا حرف قلمبه سلمبه) این تئوری امام (رحمه الله علیه (با های مشدده)) که ما با جهان و مردمان جهان صاحب جنگیم یک تئوری یکجانبه گرایانه و خارج از عرف بین المللی و به دور از تناسبات عالمانه صورت پذیرفته است و اصلاْ اسلام هم اینطور نخواسته. ما که در این علم سالها پوست انداخته ایم می دانیم که سیاست و قدرت یک شوخی نیست و باید با کیاست و تدبیر همراه باشد.

این که امروز تمامی هم و غم ما شده ارتباط با کشورهای مطرود امام (رحمه الله علیه (با همان های مشدده که عرض شد)) یک گردش دیپلوماتیک برای خروج از بن بست (مجاهد: نمی دانم این بن بست در کلام آقایان چرا بعد از انقلاب است) و یک حرکت هوشمندانه بود.

ما (یعنی من و ملت ایران) باید قوانین بین المللی را برای رسیدن به اهداف خود به صورت کامل اجرا کنیم تا بتوانیم به یک چرخه صحیح برسیم و فرصت ها را از دست ندهیم. دنیا دیگر امروز یک دهکده است و همه ما باید بدانیم که در این دهکده تنها یک عضو هستیم.

می دانید به نظر بنده از نظر آقایان نظرات امام٬ همان است که ایشان می گویند.

و اما یا للعجب که علی اینگونه نبوده است و طبل صاحبان دنیا ایشان را مرجع و ملجا علی نساخته است تا ایشان با انواع بهره ها از او٬ امتیازی دهند و دلش را شاد کنند. علی همان است که محکم ایستاده و می گوید «کن فی الفتنه کابن اللبون لا ضرع فیهلب و لا ظهر فیرکب».

پس زمان علی هم بوده که عده ای با معاهدات و نامه ها خواستار رفتاری نرم تر با صاحبان قدرت بوده اند و ایشان هم به استناد همین کلمات آن را رد کرده اند.

چه تصادفی که امام ما هم اینگونه نبوده است. بارها و بارها همین آقایان را از تله سازمان های بین المللی و امثالهم دور داشته است و به آنها متذکر شده است که سازمان های مذکور خدعه اند تا صدای مجاهدین دنیا هیبت مستکبرین دنیا را نلرزاند.

اما بیاییم برخلاف همیشه اندکی علمی بحث کنیم...

ما در هر حکمی اعم از صحیح صاحب چهار جریانیم.

۱- جریان اول آنهایی اند که از این حکم سود برده اند. البته این جریان به جد از حامیان خود طرفداری می کند.

۲- جریان دوم آنهایی اند که از این حکم ضرر کرده اند. و صد البته در قانون مدرن برخلاف قوانین بین المللی برای آنها راه اعتراض گذاشته شده است.

۳- جریان سوم قاضی است که حکم خود را صحیح می داند و مدعی عدالت است.

۴- جریان جهارم مردم عامی اند که حداکثر بازخورد ایشان به جریانات فوق تاسف و یا تقدیر است.

اما تئوری آنها که خصوصا در مناسبات بین المللی قدرت پسندند٬ حمایت از جریان سرمایه است و با توجه به وضع سازمان های بین المللی پر واضح است که این سازمان ها هم بوسه بر دست سرمایه دار می زنند و حکم قضاتشان حکم آنهاست و همین است که امام تعبیر می کند که به خواب رفته اند.

اما تئوری امام علی ابن ابی طالب و فرزند وارسته اش روح الله خلاف این است.

آنها جریان پنجمی را قائل اند و معتقدند که این جریان پنجم از سایر جریان ها قوی تر است.

۵- آن را که خدا پسندد. اگر بندگان نپسندند ما می پسندیم و اگر پسندیدند٬ ما را پسند محبوب کفایت می کند.

طبق این جریان پنجم شما مکلفید که به دنیا حق بگویید و می دانید که حق برای اهل سرمایه چون آتش است زیرا اگر با آنها هم باشد٬ دستشان را می سوزاند.

اما آنها در تئوری خود چیز دیگری هم می گویند و آن این است که با خدا بودن با مظلوم بودن است و همانطور که گفته شد صاحب شدائدی است که فرزندان علی و روح الله باید این شدائد را به جان بخرند.

.: باید فریادشان را بزنند و از آینده نترسند و بدانند که عزت از آن خداست.

.: باید از جان و مال خود بگذرند و بدانند که همگی فقیر خداوند باری تعالی ایم.

.: باید استقامت داشته باشند و بدانند که کار آنها با اهل شیطان پایانی ندارد و بدانند قطعنامه ها بازی های بین المللی اند تا ما را  بی خیال کنند.

.: بدانند مرزها انگلیسی است٬ و مسلمان اگر در سرزمین کفر هم باشد و یا للمسلمین بگوید بر هر مسلمانی واجب می شود که او را کمک کند.

.: بدانند دنیا رفتنی است و این نیز بگذرد...

یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و التقوا الله لعلکم تفلحون

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 18:13  توسط مرتضی تسخیری  | 
 
  بالا