تبليغاتX
مجاهده
تیتر اول روزنامه پرتو را با هم می خوانیم!

آیت الله مصباح لیدر یک فرقه یا عقبه تئوریک نظام؟!

چند عامل می خواهیم که همه را در اختیار داریم. مردم سینه چاک٬ اسم دهن پر کن و مظلومیت از دست رفته... دیروز در نماز جمعه تهران روزنامه پرتو را پخش می کردند و تیتر اول آن همین بود که خدمت شما عرض شد و مفهوم مقاله ای که ذیل آن درج شده بود همین بود که در ادامه است.

کلا مکالمه عقلای یک اجتماع وقتی از دایره منطق خارج شود نمی توان انتظار داشت که مردم آن٬ در دایره منطق سخن برانند و قانون را رعایت کنند.

چندی پیش سید٬ شیخ را بر زمین زد و استدلالش آن بود که شیخ در زمان پیر یک امضا هم نداشته و با بر و بچه ها به جنگ مشرف نشده. چقدر منطقی؟

امروز هم که افاضات شیخ رسیده و استدلال کرده که علمدار با من است و هر کس نگاه چپی به ما بکند سزایش همان است که با حلاج کردند. این یکی هم خیلی منطقی؟

کلا چون فضا روی منطق و علما بر اساس آن یکدیگر را زیر سوال می برند٬ برای بنده یک سوال بوجود آمده و آن این است که امام علی وقتی که می گفت حق را بشناس و سپس صاحبان آن را٬ به سید نظر داشته یا به شیخ؟

+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 13 توسط مرتضی تسخیری |

خداوند مفهومی است که ما معتقدیم همه آن را درک می کنند اما دوستان من٬ بخوانید مطلبی را که دوست عزیم سعید پاکتچی به ترجمه آن اقدام کرده است. الله یا خدا

واقعیت هایی که در این مقاله به آن اشاره شده است به روشنی معلوم می کند که دلیل کج فهمی انگلیسی زبان ها از مفاهیمی که ما با آنها ارتباط روحانی برقرار می کنیم چیست.

زبان راه مناسبی برای انتقال پیام نیست و نیاز است که مسلمین حرکت خود را روی مراکب بهتری به آنها عرضه کنند. نشر کتب٬ ساخت فیلم و برنامه های رادیو تلویزیونی و این قبیل کارها هم بسته به مخاطب است و تا استقبالی نباشد امیدی نیست. اما راه٬ حضور است و فتح قلبها...

شاید اکنون بتوان مفهوم دقیق تری را از معنای صدور انقلاب حضرت روح الله درک کرد. شاید بتوان...

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 20 توسط مرتضی تسخیری |

از قذافی حمایت می کنیم...

نه قذافی بد است اصلاً او را آدم حساب نمی کنیم...

نه آقایان باید گذشته ها را فراموش کرد و سیاست داشت. کشور دوست لیبی و برادر قذافی...

 

عجله جناب سرهنگ

 

دست روزگار سیاست مدارانی را که بر گرد دنیا می چرخند رسوا می کند.

روزگاری جناب سرهنگ دستکش می پوشید که مبادا با دست برادران عرب خویش به خاطر تنجس این دست ها در مصافحه با اسرائیل دست بدهد و هم اکنون جناب آقا شتابان به سمت سارکوزی می دود.

سارکوزی همان جوجه صهیونیستی است که اسرائیل را معجزه هزاره سوم نامیده و در اجلاس آناپولیس و اعتبار به آن نقش اساسی را ایفا کرده است.

حکایت قذافی حکایت ما نیز هست. قذافی در افکار آزاد اندیشان نماد سیاست مداران بی جربذه ای است که ادبیات سیاسی ایشان بر ترس نهاده شده است. همان آقایانی که امروز اسم سلمان رشدی که می آید تنشان می لرزد و از ضعف حرف از قدمت این مساله می زنند و این که خلاف دموکراسی و دیپلوماسی است.

آخر دیپلوماسی و دموکراسی را می بینید. لذت ببرید...

شاید اگر کمی سیاست را از حضرت روح الله می آموخنید آنگاه اوضاعتان بهتر بود و هر بی سر و پایی در دنیا را برادر نمی خواندید که اثر شرمندگی از برادر در هر خبر سیما بر پیشانی تان بنشیند.

در کنفرانس آناپولیس دیدیم که انواع برادران عرب چگونه روسفیدمان کردند و بعد دیدیم که دست از سیاست خود برنداشنیم و دوباره در قمه العربیه دست در دستشان دادیم و خندیدیدم...

چرا از امام یاد نمی گیریم؟ چرا یاد نمی گیریم که ما باید با ملت ها متحد شویم نه دولت ها...

چرا از امام یاد نمی گیریم؟ چرا یاد نمی گیریم که راه بسیج شدن است نه تسلیم شدن...

حتی ما دیگری مثل قدیم نمی توانیم بگوییم نه شرقی نه غربی بلکه کم کم می گوییم هم شرقی هم غربی جمهوری اسلامی...

ولی من یاد ندارم امام این را گفته باشد مگر آقای هاشمی به یاد داشته باشند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 13 توسط مرتضی تسخیری |

امام خميني(ره) پيش از قيام 15 خرداد و تبعيد به نجف اشرف، به مناسبت‌هاي مختلف مانند شهادت و وفيات معصومين (عليهم السلام) در بيت خود مجالس روضه داشت و از منبري‌هاي مطرح در قم در اين مجلس به ايراد سخن مي‌پرداختند و روضه مي‌خواندند.

يک سخنران نام‌آشناي آن روزها نقل مي‌کرد: چند جلسه‌اي در بيت حضرت امام صحبت کردم و به رسم رايج آن روز، حضرت امام مبلغي را که درون پاکتي بود، در ازاي آن چند جلسه به من عطا کردند. پس از يکي دو روز، وقتي هنگام نياز به پول، در پاکت را گشودم، ديدم که مبلغ داخل آن، بسيار ناچيز است. تعجب کردم که نکند اين پاکت پول مربوط به مورد و شخص ديگري بوده و در آن اشتباهي صورت گرفته است...!

مدتي از اين ماجرا گذشته بود که روزي به مناسبتي با مرحوم حاج آقا مصطفي، فرزند بزرگوار امام ـ که با هم دوست بوديم ـ صحبتي داشتيم، در آن فرصت، به اين موضوع نيز اشاره کردم. البته در آن زمان به مبلغ پولي که مرسوم بود و براي چند جلسه مي‌دادند، نياز جدي نداشتم و برايم مهم نبود، فقط مي‌خواستم حقيقت قضيه را بفهمم. مرحوم حاج آقا مصطفي از مبلغ پول داخل پاکت پرسيد و من به ايشان گفتم که: ... ريال. ايشان هم بسيار تعجب کردند و فرمودند: از آقا بپرسم ببينم ماجرا چه بوده. از ايشان تقاضا کردم طوري مطرح نکند که حضرت امام تصور کنند به کمي مبلغ معترضم. ايشان هم قول دادند که موضوع را ماهرانه طرح کنند تا براي من بد نشود.

پس از مدتي حاج آقا مصطفي به من فرمودند: فلاني! جريان پاکت را از آقا سؤال کردم و به ايشان گفتم: آقا جان! گويا در پاکت پولي که به آقاي «....» بابت جلسات روضه داديد اشتباهي صورت گرفته و مبلغ آن بسيار ناچيز بود، شايد با پاکت ديگري اشتباه شده است. آقا فرمودند: «نه، اشتباهي در کار نبود. ما از ايشان دعوت کرديم تا در وصف ائمه و معصومين ـ عليهم السلام ـ سخن بگويد، نه اين‌که از خميني تعريف کند. منبري که در آن از خميني تعريف شود، بيش از اين نمي‌ارزد!».

تابناک

آقا روح الله هنوز هم بحث مفصل مجامع سیاسی است با اینکه سیاسی نبود و یک مسلمان بود.
البته آقایون ترجیح می دهند به جای طرح خاطراتی راجع به اوایل انقلاب و کشتارهایی که صورت گرفت و اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان (تائب) پیرو خط امام٬ شروع جنگ٬ حوادث مربوط به بنی صدر و درگیری های عقیده ای مابین او و بهشتی٬ انتخاب رجایی و شهادت دسته جمعی یاران امام و بازکردن پرونده قتل شهید رجایی٬ تئوری امام خمینی در ایجاد هسته های مقاومت و ارسال حاج احمد فرمانده بی بدیل جنگ تحمیلی به لبنان٬ عزل منتظری ها و تکفیر سلمان رشدی ها و مهم تر از همه بحث قطع نامه و در کل سیره مفارقت امام از آقایان امام را به حد یک صالح نیکوتبار به ذیل بکشند که آنگاه بفرمایند خود امام به این نتیجه رسیدند و این اشتباه سیاسی ایشان بوده که البته هم گفته اند.
هنوز جمله های یاران دیروز امام و سخنرانان امروز عرصه سیاست را از یاد نبرده ایم که یکی شعار مرگ بر آمریکا را زیر سوال برده است و یکی تئوری بدیع امام در نظریه ولایت فقیه را رد کرده است و یکی از حول حلیم در دیگ افتاده و خود را متجدد در انقلاب اسلامی معرفی می کند و...
البته باید هم اینگونه باشد. شما هم اگر نتوانید خود را به گرد پای او برسانید مجبورید که او را به ذیل بکشید. او مردی است که خدای تعالی وعده خود را راجع به او به تحقق رساند و نام او را بلند کرد و کسی را که خداوند نام او را بلند کند هیچ ابو البشری نتواند که نام او را به ذیل کشد و این کوتاهی ها خیانت است به مقام والای امام که منزه است و پاک.
البته کسی نگفته در ظرات او اندیشه نشود و مناقشه در آن صورت نگیرد که ما هم چون دوران بعد از شیخ طوسی دوره مقلدین باشیم اما بحث در این است که نظر خود را بگویید نه اینکه نظرات ثابت امام را زیر سوال ببرید.
اگر آقایان معتقدند امام در اوایل انقلاب اشتباه کرد که از ورود شهید بهشتی به عرصه سیاست خودداری کرد این را بگویند نه اینکه نظر متقن امام را توجیه کنند. اگر آقایان معتقدند امام به اشتباه جنگ را ادامه دادند نظر خود را بگویند و این را به امام نبندند که امام تا به آزادسازی قدس پای این جنگ ایستاده بود.
اگر آقایان معتقدند که امام به اشتباه در انبوه مشکلات پایان جنگ٬ جناب آقای منتظری را عزل کرد و فرمان ارتداد حضرت سلمان رشدی را صادر کرد خب این را بگویند ما استقبال می کنیم که نظر امام را بار دیگر بخوانیم و نظر آقایان را در کنار آن ببینیم.
آقایون بسم الله...
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 10 توسط مرتضی تسخیری |