تبليغاتX
مجاهده
شاید اگر عالمی مدعی شود بار اسلامی نظام جمهوری اسلامی روی اصل اصولی ولایت فقیه است پر بیراه نگفته است؛ بخوانید...

الف: پایگاه خبری تحلیلی وابسته به احمد توکلی، نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی

در این مقاله می خوانید اگر ولی فقیه ظلمی را هم روا بدارد، نخبگان باید سکوت کنند...

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بیات زنجانی

به دو بند آخر این بیانات دقت کنید؛ تئوری مجلسین بر پایه مشروعیت مردمی در این بیانات مشخص و واضح است...

اما باید کدام یک از دو نمونه فوق و صدها نمونه ای که در یک ماه اخیر در نشریاتی چون خردنامه، اعتماد ملی، اعتماد و... بیان شده است؛ گوش فرا دهیم و از طرفی کدامیک از این نظرات منوی نظر مقام رهبری، خبرگان، علماء و نخبگان است؟

اما شاید مهمتر از این سؤالات، اصل طرح این سؤالات باشد و به جرأت می توانم بگویم که اصل طرح، نقد و بازخوانی این نظریات خود راهی است برای حلاجی و سره ناسره کردن زائداتی که بعد از انقلاب روی این تئوری افزوده اند تا جایی که کار امروز بدانجا کشیده شود که نزد نخبگان ما آنچه در الف نوشته شده است رواج پیدا کند...

راجع به نظریه مشهور فوق و آنچه در الف آمده است باید گفت که نظریه ولایت فقیه نظریه ای تئوکراتیک نیست؛ بر اساس این نظریه (حتی اگر فرض امور حسبیه را نیز بپذیریم) دست حاکم جور، نا مشروع شناخته می شود و جور او با فیلترینگ سخت علمای فقیه (یا فقیه فیلسوف) تصفیه می شود.

عالم فقیه بعد از تئوری امام وارد سیره عقلای بشری شد و نظامی دموکراتیک (که نظام پسند عقلای زمانه است) را پذیرفت. بر اساس این پیش فرض باید گفت که نظام جمهوری اسلامی در واقع نظام جمهوری است که حاکم آن یک سری شرایط را نمی تواند داشته باشد...

در واقع از نظر اسلام ولی فقیه شجاع در مقابل مردم، پاسخگوست؛ رهبر مدبر است که نیازی به ظلم ندارد؛ مدیر است که در تشخیص کوچک یا بزرگ بود آدم ها، فریب حقه ها و حیلت ها را نمی خورد و چاپلوسی ها او را به بیراه نمی کشاند و در انتها ولی فقیه است که می تواند خرافات و هجویات را از احکام اصولی اسلام باز بشناسد و در توفان حواث دنیا راه را بر ایادی شیطان ببندد...

بنابراین بنده نیز با بند آخر فرمایشان جناب آیت الله بیات زنجانی مبنی بر شباهت (و عدم انطباق) مجلسین شورا و خبرگان معتقدم و راه صحیح را در تقویت و اصلاح مجلس خبرگان می دانم.

به عبارت دیگر باید این مجلس بتواند منتصبین مستقیم رهبری و شخص رهبری را همانند وزرا و رئیس جمهور به سؤال، اخطار و استیضاح بکشاند و شاید باید به نوعی باید به مجلس خبرگان به عنوان مجلس مفسر و واضع قانون اساسی هم نگاهی بیاندازیم...

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 13 توسط مرتضی تسخیری |

در پرده عباراتی چون موعود و منجی، مفهومی از آینده زمانی نهفته است که هنگامی که آینده این مفهوم را در کنار واقعیات دیگری قرار می دهیم به نتایجی غیر از آنچه که تا کنون عده ای مبلغ آن بوده اند می رسیم.

فارغ از نظریاتی که دسته هایی چون حجتیه دارند نظریه معروفی نزد شیعه مطرح است که امروزه در هر مجلسی نقل آن را می شنویم و بنده ترجیج می دهم اسم آن را بگذارم تئوری خورشید پشت ابر.

طبق این نظریه مهدی موعود، آخرین امام شیعی است که اکنون به خاطر عدم آمادگی مردم برای پذیرش و نگاهداری او در غیبت به سر می برد.

در روایات آمده است که ایشان در زمان غیبت به خورشیدی پشت ابر مانند. در تفسیر این روایت می گویند که خورشید به تابش خود در پشت ابر ادامه می دهد و این مردم اند که به سبب وجود ابر خورشید را نمی بینند بنابر این، ابر همان غیبت است و خورشید همان حجتی است که باید بر روی زمین باشد.

اما در عرف چیز دیگری حکم می کند و آن اینکه ایشان از دور دستی بر آتش دارند و بدون اینکه مسئولیت و اقبالی از سوی مردم داشته باشند در سطوحی معلوم و محدود به صورت غیر مستقیم در حوادث دخالت می کنند. در استناداتی بیان می شود که ایشان در مواردی مثل تغییر حکم اشتباه دست به اقدام می زنند و در بقیه موارد بر اساس استناد به خواب و حدس و گمان و گفته فقط به ذکر کراماتی از ایشان جهت تفقد برخی علما اشاره می شود.

مهدی موعود از دیدگاه ایشان روزی که جهان از ستم و جور ستمکاران پر شده است در مکه و با تکیه بر خانه امن الهی ظهور خواهند کرد و در یک مبارزه  (که مختلف الرأی است که فرهنگی است و یا جهادی) طولانی جهان را از وجود هرگونه اقسام جور پاک می کنند.

و اما جهانی که بعد از ظهور در سایه عدل او تصور می شود جهانی است عاری از خشونت (زندگی میش و گرگ) و انسان ها در آن در کمال آسایش و آرامش و فارغ از احتیاجات مالی و ذهنی و همگی مشغول حمد الهی زندگی می کنند.

عقیده دیگر ایشان این است که مهدی موعود، شب های دوشنبه پرونده اعمال ایشان را ملاحظه می کند و نسبت به اعمال ایشان چه خوب و چه بد حساس است و به آن عکس العمل نشان می دهد.

و اما اخیراً طی یک موج تازه نوعی رهبانیت دیگر هم در این مسیر نمایان شده است که بیان کننده این است که هدف غایی و حداکثری ظهور مهدی موعود را دیدار جمال او و ایراد بی اختیار سبحان الله است که خود جای سؤال های بسیاری است.

و اما واقعیت و آن چیز که امروز در جهان و در حرکت مجاهدین بزرگی چون خمینی کبیر و رفتار دشمنان بزرگ اسلام و مسلمین نمایان است چیز دیگری است.

سال دوم و سوم اشغال عراق توسط آمریکایی ها بود که فاش شد که آن ها در زندان ها از زندانیان نشان از مردی می گیرند به نام امام زمان.

ماه ها گذشت اخیراً در یمن اغتشاشاتی شده و در زندان ها همان نیروها از شیعیان یمن نشان از سید یمانی یکی دیگر از نشانه های ظهور مهدی موعود را می گیرند.

شاید بتوان گفت که ایشان نشان دیگر مهدی موعود را در رهبری انقلاب اسلامی ایران دیده اند و دنبال سایر نشانه ها و علی الخصوص رهبر بزرگ این وعده الهی که چون موسی در قرآن تحت الحفظ خدای تبارک و تعالی است می گردند.

اگر نتوانیم بگوییم که در همه زمانها حداقل می توانیم بگوییم که در زمانه حاضر حضور و ظهور مهدی موعود را در کنار خود حس می کنیم.

او رهبری است که هیچگاه مثل مسیح مسیحیان به آسمان نرفت و همیشه در کنار زمینی های دین جدش به مبارزه و جهاد و ایفای نقش اسلامی خود پرداخته است اما خدای تعالی هیچگاه نخواسته است که نام او در هیچ جا مطرح شود (به همان سبک که خواست و نام محمد ابن عبدالله پیامبر اسلام را بلند کرد) و هیچ مسلک و مکتبی را به خود اختصاص دهد تا در سایه گمنامی (که همان ابری است که خداوند تبارک و تعالی بر این شخصیت بزرگ اسلامی و وعده بزرگ الهی کشیده است) او را برای نسل های مختلف و تا زمانی که خود بخواهد محفوظ گرداند همان روش که برای موسی کلیم الله پیش گرفت و موسی را در کاخ فرعون گمنام نگاه داشت تا او روزی وعده حق را به فرعون ابلاغ کند.

او فرماندهی است که در کنار مسلمین جنگیده است و همان او است که در جنگ یاران خمینی کبیر در مقابل شیطان بزرگ به بازیگری عراق در کنار فرماندهان سپاه اسلام ایستاد و گاه و بیگاه ایشان را راهنمایی کرده است و بدون اینکه کسی متوجه او شود ید نصر الهی شد و چه به جا و با نگاهی عمیق امام خمینی به این مسأله نگریست آن هنگام که خرمشهر آزاد شد فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد تا به همه بگوید که او در این جنگ در کنار ما می جنگد.

اخیراً و در جنگ 33 روزه نیز نشانه هایی از او بروز کرد و این نشانه ها مسلمین را بار دیگر امیدوار و دشمنان او را بار دیگر به ترسها انداخت. اما این نشانه ها بیشتر از هر چیز آینده را به حال نزدیک می کند.

شاید برای مشاهده حرکت امام زمان باید نگاهی به داستان طالوت در قرآن کریم بیاندازیم...

+ نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت 11 توسط مرتضی تسخیری |