تبليغاتX
مجاهده
 
مجاهده
 
 
ایجاد فضای علمی و تئوریک در رفع شبهات مربوط به مساله تاریخی جهاد
 

"یک ماه، فقط یک ماه به‌صورت نمادین، به‌صورت سمبلیک نفت را به همه کشورهایی که با اسرائیل روابط حسنه دارند قطع کنید... به عنوان حمایت از مردم فلسطین و ملت فلسطین،‌ دنیا تکان می‌خورد."

مقام معظم رهبری

خوابمان نمی رود چه کنیم؟ خوب بلدیم برای سایر بلاد اسلامی نسخه بپیچیم که های و هوی ای بلاد اسلامی چرا بر فرامین اسلام عمل نمی کنید و ته اش هم دوتا استغفروا الله بار خودمان می کنیم و می گوییم ان شا الله خدا قبول کند. اما از یاد می بریم که ای بابا خودمان نسخه مان پیچیده است.

از زمان مرحوم امام مساله نفت به عنوان یک سلاح اقتصادی مطرح بود و حضرت امام حرف ها زده اند و حدیث ها خوانده اند اما چرا این لالایی خودمان را هم نمی خواباند؟

"دولت‌های ممالک نفت خیز لازم است از نفت و دیگر امکاناتی که در اختیار دارند به عنوان حربه علیه اسرائیل و استعمارگران استفاده کرده، از فروش نفت به آن دولت‌هایی که به اسرائیل کمک می‌‌کنند خودداری ورزند."

امام خمینی

انتهای فعالیتمان این می شود که دستمال مبارک لنگ پهن کنیم برای جناب حسنی مبارک و تا بخواهد و سیر شود او را از لذائذ بهره مند سازیم که جناب آقای سیف الاسلام!!!؟؟؟ حسنی مبارک اجازه بده ما از اردوگاه رفح برای حفظ آبروی خود که شده چند قلم دارو و غذا و سوخت مصرفی خانگی برای غزه ارسال کنیم.

نه آقا جان کاش به نتیجه می رسید و بالاخره حرکتی کرده بودیم. درست است روی خط خفت اما از نوع حرکت... اما چشمتان روز بد نبیند که دو روز بعد فیل حسنی مبارک یاد هندوستان کند و خواهان امتیازات بیشتر...

نه برادر من! این روش مرحوم امام نیست. موافق با منویات حضرت آقا هم نیست. اگر امام زمان هم بیاید از ما به خاطر حسن فعالیت مان تشکر نمی کند.

باید نگاهمان را به مسائل بین الملل تغییر دهیم و اسلام گرا باشیم. عمل به تکلیف کنیم هر چند تلخ باشد. هر چند طبق بعض تحلیل های انسان های نیمه روشن فکر ما را در سقوط و بر اندازی انقلاب قرار دهد. باید بگویم که نظر امام اینگونه بوده است و گر غیر هیچ رهبر عاقلی وقتی کشورش در حال مبارزه است ولی عهد اسمی خود را عزل نمی کند و یا نویسنده ملحد و مرتدی را حکم اعدام نمی دهد. اینها و علامات دیگر نشان می دهد که روش روح الله الموسوی الخمینی با ما متفاوت بوده.

بگذارید اندکی از نگاه او به دنیا نگاه کنیم و برای آسان شدن مطلب همین ارتباط ما با مصر را الگو قرار دهیم.

نگاه ما چیست؟

نگاه ما این است که باید از اختلافات جزئی ولو به قیمت فراموش کردن بخشی از تاریخ بگذریم و به منافع منطقه ای و بین المللی خصوصاً در قبال اسرائیل نگاه بهتری داشته باشیم و مسائل خود را با دولت مصر به عنوان نماینده قانونی مردم مصر برطرف سازیم.

از طرف دیگر ما در آنجا صاحب پایگاه های مردمی هستیم و می توانیم در سایه ارتباط با دولت مصر روابط مستحکم تری با آنها داشته باشیم و حرکات دولت مصر٬ آنجا که مخالف مصالح ماست را بوسیله ابزار دموکراتیک و آزاد اندیشی تحت فشار قرار دهیم.

از طرف دیگر بار سایر کشورهای اسلامی را از دوش خود برداشته ایم و با یکی از دو مرکز ام القری جهان اسلام ارتباط برقرار کرده ایم و این می تواند به سود ما باشد.

و هزارها توجیه و دلیل که قصد دارند از طرفی نگاه مجاهد خود نسبت به مساله فلسطین را حفظ کنند و از طرف دیگر به حوائج و خواسته های خود در ارتباط با دولت مصر برسند.

اما نظر امام چیست؟

حضرت امام در لبنان چنین تجربه تاریخی ای را داشتند و یکی از مخلص ترین یاران خود را در این راه فدا کردند. امام با دید وسیعی که بر مسایل بین الملل داشتند خوب لبنان را بر انداز کردند و با تشویق امام موسی صدر در لبنان توانستند یک تشکل کاملاً مردمی را در لبنان تشکیل دهند که امروزه از جمهوری اسلامی ایران مستقل تر و مستحکم تر ایستاده است و طعم پیروزی های او نام اسلام را در جهان زنده کرده است.

اما چگونه؟ امام اهل تکلیف بودند و معتقد بودند که می توان به خداوند در برابر شدائد و لذائذ تکیه کرد و از مردم و دولت گذشت و به خدا محوری رسید. همین اعتقاد سبب شد که امام خمینی و امام موسی صدر در زمان تنهایی ها و تهمت ها از خطرها نترسند و پایمردانه بایستند و علاوه بر آن توانستند با مدد الهی و با استفاده از هوش و ذکاوت و بهره گیری درست از اسلام دول خود را بوسیله مردم تحت تأثیر قرار دهند و یکی انقلابی تاریخی درست کند و دیگری تاریخی انقلابی...

اکنون مصر محمل دیگری است و اگر بخواهیم با نگاه امام به آن نگاه کنیم باید بگوییم که وظیفه ما ارشاد اهل مصر به سمت عزت و عدالتخواهی است. باید مردمان آن را بشناسیم و با تفکرات آنها آشنا باشیم و از قویترین نیروهای خود مایه بگذاریم تا آنها بتوانند با حضور در بین مردم مصر آنها را چون مردم لبنان صاحب عزت اجتماعی کنند و این راه امام است...

اما که باور میکند حتی با دیدن معجزه ای چون امام موسی صدر عده ای باور کنند و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین...

خلاصه مطلب آنکه نفت گوشه ای از فعالیت های اقتصادی ماست و نشان از فعل انقلابی دارد و نه انفعال دموکراتیک... چه گوییم که آقایان صدای انقلاب را مگر از حنجره خودشان نمی شنوند...

 |+| نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 17:45  توسط مرتضی تسخیری  | 
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
کاروان حسین ابن علی به کربلا رسیده است... دیگر آب نیست... و عصر عاشوراست.
چقدر زود دیر می شود.
مهدی قائم امروز در غزه ایستاده است و ندا سر می دهد که هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی؟ او ایستاده است و کاروان او امروز در غزه خیمه ها را پهن کرده است.
ندای خمینی را نشنیدیم که راه قدس از کربلاست و با هزار اسرائیلیات ترجمه کردیم که در هیجان جنگ بودیم و چیزی گفتیم. حال ای کسانی که نشنیده اید ندای زاده زهرا را بشنوید...
امروز عاشورا است و وقت امتحان مسلمین! چه کرده ایم؟
ندای امام موسی صدر را نشنیده اید؟ یا للمسلمین گفتارمان؟ کردارمان؟ رضایتمان؟ سکوتمان؟ کدام مهدی فاطمه را امروز نتها گذاشته است. نکند می خواهید مختار شوید به نوشدارو بعد از مرگ سهراب روی بیاورید که بله حاج آقا عملکرد ما خیلی خوب بود و ان شاء الله خدا توفیق ما را افزون کند.
چه کرده ایم؟
حداکثر تلاشمان این بوده است که ارگانی فشل را فرا خوانده ایم که سر و ته اش با یکدیگر نمی خواند. از این ارگان چه می خواهیم؟ آیا آرزوی ما از این ارگان همان آرزوی مختار نیست؟ که پسفردا بگوییم ما که سعی خود را کرده ایم...
همه ما می دانیم که انتهای این همایشها چیست. محکوم می کنند... رفیقی لوتی دارم که زبانش قفل و بست کمتری دارد و در این گونه موارد بهترین جواب را می دهد...
اما انتظار از چنین ارگان هایی چیست؟
1- شکست عملی حصر اسرائیل:



غزه سرزمینی است که ارتباط زمینی با مصر دارد و ارتباط دریایی با مدیترانه
هر چند که حسین ابن علی از کسی اسب نخواست؟؟؟
2- استفاده از حربه های اقتصادی برای تحت فشار گذاشتن جهان برای عکس العمل
البته لازم به تذکر است این روش هانی است اما با خیانت و ترس قوم خود موجه شد و چون مسلم ابن عقیل به شهادت رسید.
3- تحت فشار گذاشتن دوستانی که دست دوستی به سمت اسرائیل بلند کرده اند.
که مرحوم امام رضوان الله علیه بارها خطر دوستی با ایشان را چون رهبر فرزانه انقلاب هشدار داده است. اما کجاست گوش شنوا...
اما راه امام چه بود؟
چرا ما از یاد برده ایم که راه قدس از کربلا می گذرد؟
چرا ما از یاد برده ایم که امام ارگان های بین المللی را خدعه ای پست می دانستند و کاربرد آنها را در تضییع حق مستضعفین دنیا می دانستند؟
چرا ما از یاد برده ایم که جغرافیا نداریم؟
چرا ما از یاد برده ایم که دائم در معرض تکلیف خدای باری و تعالی هستیم؟
اما از ما چه انتظار می رود؟
1- انتظار می رود در کربلا باشیم و ندای مهدی فاطمه را در غزه جواب دهیم.
اگر زهیر بودیم حسینی شویم. اگر بریر بودیم برسیم. اگر حر هستیم توبه کنیم. اگر در کربلا هستیم نرویم. اگر از اصحاب رسول هستیم برسیم نه در اربعین. چه رسد به اینکه مختار باشیم یا بدتر از آن عباسی...
2- شمشیر بکشیم و دشمن را مشغول خود کنیم تا نتواند به عاشورا برسد.
نه چون نصرانی فقط راوی باشیم...
اما ما چه کرده ایم؟
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 23:55  توسط مرتضی تسخیری  | 
 
  بالا