تبليغاتX
مجاهده
 
مجاهده
 
 
ایجاد فضای علمی و تئوریک در رفع شبهات مربوط به مساله تاریخی جهاد
 

اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود.

چند روز پیش در آخرین محفل خبری که با حضور رئیس جمهور برگزار شد ایشان در جواب سوالی راجع به نیروگاه بوشهر گفت که آقای پوتین در فلان جا به بنده قول داده که نیروگاه بوشهر را در موقع معین خود به پایان رساند و ایشان مطمئن بودند که این نیروگاه به زودی به بهره برداری می رسد.

چند روز پیش به سایت رجا نیوز رفتم و دیدم در انجا با انتقاد شدید نسبت به هاشمی رفسنجانی من باب حمایت ایشان از گفتگوهای میان ایران و آمریکا ایشان را با توجه به وقایع اخیر ایشان را دو راز خط امام و رهبری تصویر کردند.

من هم در پیامی در آنجا و در این مقاله می خواهم بگویم که به همان دلیل که آقای هاشمی رفسنجانی٬ جناب آقای احمدی نژاد هم از خط امام دور شده اند. باید گفت که ما سال هاست که این خط را فراموش کرده ایم و حتی با توجه به مخالفت های مقام معظم رهبری باز هم روابطمان بر پایه تمایلات دنیوی و منافع مادی مان بنا نهاده شده است نه بر اساس عزت اسلامی.

امام خمینی رحمه الله علیه مجاهدی بود که از مجاهده خسته نمی شد و از تعدد دشمنان هراسی نداشت. او مردی بود که منافعش الهی بود به دنبال لشگر و اجماع جهانی برای حمایت از خود نبود و برای همین بود که هیچگاه در جهان سرمایه داری برادری نداشت و همه و حتی بعض مسلمانان با او مخالفت عمده داشتند.

از نظر امام خمینی فلسطین هم به رهبری یاسر عرفات قابل احترام نبود چه برسد به عربستان به پادشاهی ملک عبد الله و یا یمن با رژیمی به فرماندهی علی عبد الله صالح و یا اردن به سلطانی و پادشاهی عبد الله ثانی٬ حال که این ها٬ کشورهای مسلمانند. و باید گفت از نظر امام راجع به ابرقدرتها و مستکبران جهان.

امام مستکبران جهان را در مظالمی که به جهان اسلام می رسد صاحب منافع مشترک می دانست و همه آن ها را از یک قماش می دید و در کلامی مشهور در مقایسه شرق و غرب هر یک را بدتر از دیگری می دید اما...

امروز درگیری سران نظام و کله گنده های این نظام چون جناب آقای هاشمی٬ خاتمی و جدیداْ جناب آقای احمدی نژاد بر سر این مساله است که به کدام مرکز قدرت نزدیگ بشوند و از کدام فاصله بگیرند و متاسفانه یکی به خاطر اینکه منادی صلح شده خود را نزدیک به امام می گیرد و دیگری به خاطر اینکه در متن زندگی امام نقش بازی کرده خود را امامی می داند و مورد اخیر هم به خاطر بیرون کشیدن چند نظریه امام در جهان خود را نزدیک به او می داند ام دریغا...

دریغا از روزگار که فرماندهان این لشگر هنوز نمی دانند که فرمانده ای که از او دم می زنند اشد علی الکفار بوده و با آن ها به دنبال صلح نبوده و اینها دست صلح و طمع به سوی آن ها دراز کرده اند و هنوز خود را پیرو او می دانند.

باید گفت که به همان دلیل که روسیه مقامی برای گفتگو دارد آمریکا هم مقامی برای گفتگو دارد و همانطور که عربستان مقامی برای گفتگو دارد باید گفت که مصر هم مقام گفتگو دارد و من ترسم از این است که روزی روزگاری برسد که عده ای به بهانه بازپس گیری یلان و فرماندهان و جنگجویان روح الله از چنگال اسرائیل بخواهند با اسرائیل هم وارد میز مذاکره شوند.

این همان دلیلی است که رجا نیوز چشم بر آن بسته و صرفاْ برای میز قدرت به انتقاد از هاشمی می پردازد و او را دور از امام پنداشته ولی باید دقت می کرد که به همان دلیل که هاشمی دور از امام است احمدی نژاد هم دور از امام است و نمی توان یک بام و دو هوا داشت و باید گفت که هاشمی چند سال دیگر احمدی نژاد است و روزگاری نخواهد گذشت که احمدی نژاد هم به سبک هاشمی گفت و شنود بکند.

تئوری و خط امام تئوری مقاومت است. او شاگردانی چون سید حسن نصرالله دارد نه دور افتادگانی چون هاشمی و حال احمدی نژاد. برای او مقاومت در مقابل کفر و نزدیک نشدن به سر٬ بدنه و ایادی کفر از اصول حکمرانی بوده و برای آقایان که خود را باهوش تر از امام فرض می کنند (چون یاسر عرفات که همین نظریه را داشت) این تکنیکی است برای مقابله دوباره که فکر کنم تا به حال مقابله دوباره را فراموش کرده اند و به فکر ساخت نظامی با رفاه بیشتر افتاده اند.

باشد که روزگار بچرخد و رخ بنماید که تئوری امام صلح پذیر نیست و آنان که اهل صلح اند در تئوری امام نیستند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 11:50  توسط مرتضی تسخیری  | 

در پرده عباراتی چون موعود و منجی، مفهومی از آینده زمانی نهفته است که هنگامی که آینده این مفهوم را در کنار واقعیات دیگری قرار می دهیم به نتایجی غیر از آنچه که تا کنون عده ای مبلغ آن بوده اند می رسیم.

فارغ از نظریاتی که دسته هایی چون حجتیه دارند نظریه معروفی نزد شیعه مطرح است که امروزه در هر مجلسی نقل آن را می شنویم و بنده ترجیج می دهم اسم آن را بگذارم تئوری خورشید پشت ابر.

طبق این نظریه مهدی موعود، آخرین امام شیعی است که اکنون به خاطر عدم آمادگی مردم برای پذیرش و نگاهداری او در غیبت به سر می برد.

در روایات آمده است که ایشان در زمان غیبت به خورشیدی پشت ابر مانند. در تفسیر این روایت می گویند که خورشید به تابش خود در پشت ابر ادامه می دهد و این مردم اند که به سبب وجود ابر خورشید را نمی بینند بنابر این، ابر همان غیبت است و خورشید همان حجتی است که باید بر روی زمین باشد.

اما در عرف چیز دیگری حکم می کند و آن اینکه ایشان از دور دستی بر آتش دارند و بدون اینکه مسئولیت و اقبالی از سوی مردم داشته باشند در سطوحی معلوم و محدود به صورت غیر مستقیم در حوادث دخالت می کنند. در استناداتی بیان می شود که ایشان در مواردی مثل تغییر حکم اشتباه دست به اقدام می زنند و در بقیه موارد بر اساس استناد به خواب و حدس و گمان و گفته فقط به ذکر کراماتی از ایشان جهت تفقد برخی علما اشاره می شود.

مهدی موعود از دیدگاه ایشان روزی که جهان از ستم و جور ستمکاران پر شده است در مکه و با تکیه بر خانه امن الهی ظهور خواهند کرد و در یک مبارزه  (که مختلف الرأی است که فرهنگی است و یا جهادی) طولانی جهان را از وجود هرگونه اقسام جور پاک می کنند.

و اما جهانی که بعد از ظهور در سایه عدل او تصور می شود جهانی است عاری از خشونت (زندگی میش و گرگ) و انسان ها در آن در کمال آسایش و آرامش و فارغ از احتیاجات مالی و ذهنی و همگی مشغول حمد الهی زندگی می کنند.

عقیده دیگر ایشان این است که مهدی موعود، شب های دوشنبه پرونده اعمال ایشان را ملاحظه می کند و نسبت به اعمال ایشان چه خوب و چه بد حساس است و به آن عکس العمل نشان می دهد.

و اما اخیراً طی یک موج تازه نوعی رهبانیت دیگر هم در این مسیر نمایان شده است که بیان کننده این است که هدف غایی و حداکثری ظهور مهدی موعود را دیدار جمال او و ایراد بی اختیار سبحان الله است که خود جای سؤال های بسیاری است.

و اما واقعیت و آن چیز که امروز در جهان و در حرکت مجاهدین بزرگی چون خمینی کبیر و رفتار دشمنان بزرگ اسلام و مسلمین نمایان است چیز دیگری است.

سال دوم و سوم اشغال عراق توسط آمریکایی ها بود که فاش شد که آن ها در زندان ها از زندانیان نشان از مردی می گیرند به نام امام زمان.

ماه ها گذشت اخیراً در یمن اغتشاشاتی شده و در زندان ها همان نیروها از شیعیان یمن نشان از سید یمانی یکی دیگر از نشانه های ظهور مهدی موعود را می گیرند.

شاید بتوان گفت که ایشان نشان دیگر مهدی موعود را در رهبری انقلاب اسلامی ایران دیده اند و دنبال سایر نشانه ها و علی الخصوص رهبر بزرگ این وعده الهی که چون موسی در قرآن تحت الحفظ خدای تبارک و تعالی است می گردند.

اگر نتوانیم بگوییم که در همه زمانها حداقل می توانیم بگوییم که در زمانه حاضر حضور و ظهور مهدی موعود را در کنار خود حس می کنیم.

او رهبری است که هیچگاه مثل مسیح مسیحیان به آسمان نرفت و همیشه در کنار زمینی های دین جدش به مبارزه و جهاد و ایفای نقش اسلامی خود پرداخته است اما خدای تعالی هیچگاه نخواسته است که نام او در هیچ جا مطرح شود (به همان سبک که خواست و نام محمد ابن عبدالله پیامبر اسلام را بلند کرد) و هیچ مسلک و مکتبی را به خود اختصاص دهد تا در سایه گمنامی (که همان ابری است که خداوند تبارک و تعالی بر این شخصیت بزرگ اسلامی و وعده بزرگ الهی کشیده است) او را برای نسل های مختلف و تا زمانی که خود بخواهد محفوظ گرداند همان روش که برای موسی کلیم الله پیش گرفت و موسی را در کاخ فرعون گمنام نگاه داشت تا او روزی وعده حق را به فرعون ابلاغ کند.

او فرماندهی است که در کنار مسلمین جنگیده است و همان او است که در جنگ یاران خمینی کبیر در مقابل شیطان بزرگ به بازیگری عراق در کنار فرماندهان سپاه اسلام ایستاد و گاه و بیگاه ایشان را راهنمایی کرده است و بدون اینکه کسی متوجه او شود ید نصر الهی شد و چه به جا و با نگاهی عمیق امام خمینی به این مسأله نگریست آن هنگام که خرمشهر آزاد شد فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد تا به همه بگوید که او در این جنگ در کنار ما می جنگد.

اخیراً و در جنگ 33 روزه نیز نشانه هایی از او بروز کرد و این نشانه ها مسلمین را بار دیگر امیدوار و دشمنان او را بار دیگر به ترسها انداخت. اما این نشانه ها بیشتر از هر چیز آینده را به حال نزدیک می کند.

شاید برای مشاهده حرکت امام زمان باید نگاهی به داستان طالوت در قرآن کریم بیاندازیم...

 |+| نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 11:48  توسط مرتضی تسخیری  | 
 
  بالا